تا جایی که به خاطر دارم، " بوي باران "، " شب، سکوت، کوير" و تمام لحظه های بارانی ام را با رنگین کمان نغمه های باران زده استاد، همراه بوده ام. اینبار هم نغمه ای دیگر، از نای و نی، راه و رهی، شمع و شاهد ... مگر غیر از این است که به تعداد تمام قلموها، می توان رنگ نو آفرید؟!! هر یک با دیگری متفاوت!
"آه باران" کار متفاوت دیگری از استاد محمدرضا شجريان، مايه دشتي
به ياد استادان: حسين يا حقي، مرتضي محجوبي، رهي معيري و بنان
عالم پر است از تو، غايب منم ز غفلت ................ تو حاضري وليكن من آن نظر ندارم
نه نه تو شمع جاني پروانهي توام من ................. زان با تو پر زنم من كز تو خبر ندارم