تبليغاتX
حدیث آرزومندی - ای دوست
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل ... که گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم

از زمانی که خواهر بزرگم من رو با جبران خلیل جبران آشنا کرد، سال ها میگذره.همیشه برای من خوندن نوشته هاش، یادآور دست های محکم خواهرمه که همیشه گرمای دلنشین اش رو روی شونه هام احساس می کنم.اینبار هم :

دوست من
ای دوست من، من آن نیستم که می نمایم. نمود پیراهنی ست که به تن دارم، پیراهنی بافته ز جان که مرا از پرستش های تو و تو را از فراموشی من در امان می دارد.
آن منی که در من است، ای دوست، در خانه خاموشی ساکن است و تا ابد همان جا می ماند، ناشناس و درنیافتنی.
من نمی خواهم هر چه می گویم باور کنی و هر چه می کنم بپذیری، زیرا سخنان من چیزی جز صدای اندیشه های توو کارهای من چیزی جز عمل آرزوهای تو نیستند.
جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 11:50  توسط لیلا  |