تبليغاتX
حدیث آرزومندی
كسى كه از ره تقوى قدم برون ننهاد / به عزم ميكده اكنون ره سفر دارد

در کارگه کوزه گری بودم دوش

دیدم دوهزار کوزه، گویای خموش

هر یک به زبان راز با من می گفت

کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

پی نوشت: اگر می خواستم حرفه دیگری، غیر از شغلی که اکنون دارم، می داشتم، حتم دارم کوزه گر میشدم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 10:40  توسط لیلا  | 

دلتنگی های آدمی را، باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من
.
.
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
.
سخن بگوییم
.
.
گاه آنچه ما را به حقیقت می رساند
خود از آن عاریست
زیرا تنها حقیقت است که رهایی می بخشد

Margot Bickel ترجمه احمد شاملو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 10:32  توسط لیلا  |