تبليغاتX
حدیث آرزومندی
كسى كه از ره تقوى قدم برون ننهاد / به عزم ميكده اكنون ره سفر دارد

سيزده به در با اعمال شاغه، گوشه اي از شهر، گوشه زيبايي از شهر، زيبا!!! سابقا زيبا!!!

پارک جنگلي چيتگر

به هواي دوچرخه سواري، بعد از ظهر سيزده به در، سري به پارک جنگلي چيتگر زدم.در بدو ورود که توسط ماموران با استقبال گرمي مواجه شدم و مجبور شدم ماشين را همون جا دم در پارک کنم و روي پاهاي خودم بايستم. ولي بد هم نشد، چون با صحنه هايي روبه رو شدم که باعث شد بعد از مدت ها دست به قلم بشم.

گفتم تو اين فاصله از منظره ها هم لذت مي برم. منظره که چه عرض کنم، نه درختي ديده مي شد، نه سبزه اي و نه چمني، نه آسموني. تا چشم کار مي کنه آدميزاد و اسباب و اثاثيه اش.

مردم عزيزمون پشت به پشت هم (بدون اينکه توجهي داشته باشن که آيا داره خوش مي گذره يا نه!!!) زيراندازهاشون را با فاصله هايي که مي شد با خط کش هم اندازه شون گرفت، پهن کرده بودن. بعضي از مادران عزيز هم به منظور سهولت در امر آشپزي کليه لوازم آشپزخانه را به همراه دلبندانشون به دامان طبيعت آورده بودن تا همگي با هم سيزده را به در کنن.

يواش يواش، هر چه بيشتر به دامان طبيعت فرو مي ريم فضا رمانتيک تر مي شه و صحنه پر از دود آتيش ها و غليان هاي جوانان برومند مي شه. اينجاست که وقتي تمام ريه تون پر از دود ميشه، چند تا سرفه شما را از اون فضاي رمانتيک خارج مي کنه.

البته بعضي وقت ها هم با خوردن توپ بچه ناز و کمي!!! شيطون ساکنين زيرانداز کناري، توي سر مبارک (که در فضايي حدود 1 متر در 1 متر در حال برگزاري مسابقات جهاني واليبال يا وسطي هستن) از اون فضاي رمانتيک خارج ميشيد.

البته آهنگ هاي رمانتيک و گوش نواز هم (با آخرين ولوم از سيستم هاي ماشين هاي مختلف بالاخص پيکان جوانان گوجه اي با لاستيک مارشال دور سفيد) که به علت تعدد، تشخيص و لذت بردن از اون ها کار بسي مشکليه، به رمانتيک تر شدن فضا کمک مي کنن.

و اما من براي چه کاري اومده بودم؟!؟! آها!! دوچرخه سواري!! چه خبر از پيست؟! يه دوچرخه سوار را مي بينم که با يک چهره کاملن شاد!!!! به سختي سعي مي کنه از موانع کوچک و بزرگي (از هر رنج سني) که توي پيست در حال قدم زدن و تخمه خوردن و هر از چند گاهي اظهار لطف کردن به همديگه هستن، عبور کنه. قطعا امروز بهترين روز براي تمرين دوچرخه سواري با مانع خواهد بود.و من هم چون اصلا تمايلي به ياد گرفتن اين رشته ورزشي شاد و مفرح ندارم، از همون راهي که اومدم، دست از پا دراز تر به خونه برمي گردم.

از شوخي بگذريم اما واقعا فلسفه سيزده به در چيه؟

آنچه که در اساطير ايران عزيز نقل شده، عمر جهان هستي 12 هزار سال پيش بيني شده، عدد 12 از بروج دوازده گانه گرفته شده، که آگاهي از آن ها نشان از علم گسترده ايرانيان در زمينه ستاره شناسي است. پس از اين دوره، جهان بسته مي ­شود و جنگ و مبارزه انسان عليه اهريمن پايان مي ­يابد.

بنابراين 12 روز نخستين سال "جشن زايش انسان ­ها" و روز سيزدهم، آغاز رهايش از دنياي مادي است. به همين دليل روز سيزدهم که در واقع نمادي از زندگي انسان ­ها در پرديس است، به فرشته باران تعلق دارد. زيرا نزول باران بهاري باعث سرسبزي و شادابي زمين شده و نمايه ­اي از بهشت را بوجود مي ­آورد.

از دير باز مردم ايران، اين روز را به دشت و صحرا مي ­رفتند تا با شکست ديو خشکسالي، گوسفندي را براي فرشته باران قرباني کنند تا اين فرشته کشت ­هاي نودميده را از باران سيراب کند.

و اين بود فلسفه سيزده به در، ولي نه با اعمال شاغه!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 11:5  توسط لیلا  |