تبليغاتX
حدیث آرزومندی
كسى كه از ره تقوى قدم برون ننهاد / به عزم ميكده اكنون ره سفر دارد
دریغ و صد افسوس                                   

نوایی دیگر هم خاموش شد

عجب که امسال، سال بی نوایی است

استاد پرویز پایور هم، دار فانی را وداع  گفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 14:25  توسط لیلا  | 

تو بخوانی و                                       

همراه و همدم سال ها و ماه ها و روزها و ساعت ها و لحظه هایت، بنوازد

شنیدنی تر از این شنیدنی، گر سراغ داری، بگو

من می گویم: شنیدنی است و نغمه های شنیدنی تری در پس این نغمه هاست

و می گویند: هر نتی که از عشق سخن بگوید، زیباست

و ...


پی نوشت: آلبوم "مایه ی ناز" با آواز سالار عقیلی و پیانوی حریر شریعت زاده منتشر شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 12:0  توسط لیلا  | 

ای میهن ای داد!!

ای میهن ای غم!

چنگ هزار آوای باران های ماتم

در سایه افکند کدامین ناربن ریخت

خون از گلوی مرغ عاشق؟

مرغی که می خواند

مرغی که می خواست

پرواز باشد

ای میهن در اینجا، سینه من چون تو زخمی است ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:35  توسط لیلا  | 


نوازنده آکاردئون

همان جنتلمن معروف

میان لبخند دوست داشتنی ترین ها

برایت بنوازد ...


پی نوشت: ممنونم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 5:59  توسط لیلا  | 

وارد که می شوم بوی کاغذ سر حالم می آورد. از میان تازه های نشر عبور می کنم، عنوان خاصی توجه ام را جلب نمی کند. تقریبا تمام عناوین قفسه های بعدی را از حفظ هستم. کمی جلوتر، چرخی می زنم میان کتاب های نت، دستم به سمت یکی از آن ها دراز می شود اما به خاطر می آورم که نت های قبلی که خریده ام هنوز در انتظار نواختن مانده اند.

الان دیگر به انتهای سالن رسیده ام. میان سی دی ها و کاست هایی که بارها و بارها، اما هر بار با اشتیاق بیشتر مرورشان کرده ام. همه آلبوم های یک قفسه خاص را در کتابخانه کوچک اتاقم دارم اما انگار خریدن یک آلبوم اصلی برای من ذوق دیگری دارد. دل و دستم می چرخد میان ساز خاموش، بیداد، فریاد، جام تهی ... که یکباره دستی در کنار دست من روی آلبوم "جام تهی" فرود می آید و دختری که به نظر می رسد دانشجوی سال اول یا دوم باشد با هیجان به دو دوست همراه خود می گوید: همینه! جدیدترین آلبومشه، همینه، زود بخریم تا تموم نشده. چندتا؟! به نظرتون دارن به تعدادی که ما می خوایم؟!

بعد از کلنجاری که با خود می روم آخر این دهان بسته رضایت می دهد و گشوده می شود . آرام می پرسم: آخرین آلبوم؟! نگاه پر از غرور و هیجان اش را با هاله مبهمی از حس روشنفکری در هم می آمیزد و تحویل ام می دهد و می گوید: بله! همین لحظه و همین جاست که یکباره من را بین زمین و آسمان رها می کنند و همین لحظه و همین جاست که یکباره سر و کله فروشنده غرفه پیدا می شود و یقینا همین لحظه و همین جاست که برای اولین بار به حضور یک فروشنده در نقش یک چتر نجات فکر می کنم. بلافاصله سی دی هایم را بر می دارم و از آن ها دور می شوم ...

خارج که می شوم، بوی "بی بویی" حالم را به هم میزند. از میان مردم عبور می کنم، شخص خاصی توجه ام را جلب نمی کند ...

پی نوشت: تکرار جملات، متاثر از تئاتری است که اخیرا دیده ام و لذت برده ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 11:57  توسط لیلا  | 

بهترین یادها با دلنوازترین نغمه ها زنده شدند

تابستان 87 را دوست دارم

دستگاه همایون را هم

آلبوم "رندان مست"، مجموعه ای از قطعات اجرا شده در کنسرت 87، در دستگاه همایون، شاهکار دیگری از استاد شجریان منتشر شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 10:42  توسط لیلا  |